شناسایی نورون مرتبط با احساس خودآگاهی در مغز انسان

on .

 

چندي پيش دانشمندان براي اولين بار نورون بزرگي را کشف کرده اند  که اطراف مغز يک موش را احاطه کرده است.اين نورون دو نيم کره ي مغز را چنان به هم متصل کرده است که شايد بتواند ما را بعد از مدت ها در رسيدن به جواب سوال در مورد ريشه ي آگاهي در حيوانات و انسان ياري کند.
اين دانشمندان با استفاده از يک تکنيک تصويربرداري جديد موفق به آشکارسازي نورون بزرگي شدند که از يکي از مناطق مغز با بهترين حالت اتصالات ريشه مي گيرد.هچنين آن ها بر اين باور هستند که نورون فوق توانايي هماهنگ سازي سيگنالهايي از منطق مختلف مغز را براي ايجاد تفکر آگاهانه
دارد.
اين نورون تازه کشف شده يکي از 3نوروني به شمار مي رود که براي اولين بار در مغز يک پستاندار شناسايي شده و همچنين تکنيک تصويربرداري جديد مي تواند کمک کند تا به ساختارهاي مشابه موجود در مغز خودمان که براي قرن ها ناشناخته وپنهان باقي مانده  پي ببريم.
در مريلند يک تيم از موسسه آلن که در زمينه علوم مغزي فعاليت ميکنند گفتند که هر سه نورون ها به چه شکلي در سراسر هر 2نيم کره ي مغز گسترده شده اند  اما بزرگترين انها به دور محيط اندام  همانند يک تاج خاردار پيچيده مي شود .
حال بايد اضافه کنيم که هر 3نورون  بزرگ اشاره شده از بخشي از مغز ريشه گرفته اند که در گذشته اتصالات سوال برانگيزي در رابطه با آگاهي انسان ها را در آن مشاهده کرده ايم ..اين بخش از مغز کلاستروم نام دارد.کلاستروم يک صفحه نازک از ماده خاکستري مغز است که بر اساس حجمش به عنوان پر اتصال ترين ساختار در سراسر مغز محسوب مي شود.
اين بخش نسبتا کوچک در مرکز مغز پنهان شده و تقريبا با تمام مناطق قشر مخ براي رسيدن به وظايف شناختي رده بالاتر مانند زبان , برنامه ريزي بلند مدت و وظايف حسي پيشرفته مانند ديدن و شنوايي ارتباط دارد.
 کخ پيشتر در سال 2014 چنين نوشته است : تکنيک‌هاي پيشرفته‌ي تصويربرداري از مغز که به رشته‌هاي ماده‌ي سفيد نشئت گرفته از کلاستروم يا جريان يافته به سوي کلاستروم معطوف شده‌اند، نشان مي‌دهند که اين بخش در واقع يک ايستگاه بزرگ عصبي مرکزي است؛ تقريبا هر ناحيه‌اي از قشر مخ، فيبرهايي را به کلاستروم ارسال مي‌کند.
فرانسيس کريک، دانشمند معروف فعال در زمينه‌ي DNA در مقاله‌اي که در سال  2005  به طور مشترک با کوخ نوشته بودند چنين پيشنهاد کرده اند که کلاستروم تمام ادراکات داخلي و خارجي ما ر ا  بصورت يک تجربه ي واحد پيوند مي دهد مانند رهبر همانگ کننده ي ارکستر .
در سال 2014، يک زن 54 ساله براي درمان صرع به دانشگاه علوم پزشکي جورج واشنگتن در واشنگتن دي سي مراجعه کرد. اين روند درماني شامل کاوش تدريجي مناطق مختلف مغز وي با الکترودهايي براي محدود کردن منبع بالقوه حملات صرعي در بدنش بود؛ اما زماني که تيم پزشکي آغاز به تحريک کلاستروم مغز اين زن کردند، آنها پي بردند که مي‌توانند «آگاهي» وي را به طور موثري فعال يا غيرفعال کنند.
به محض اين که تحريک متوقف شد، او بلافاصله آگاهي خود را به طور مجدد و بدون هيچ خاطره‌اي از اين رويداد به دست آورد؛ همان روند در طول دو روز آزمايش و هر بار که اين منطقه تحريک مي‌شد، اتفاق افتاد.
آزمايش ديگري در سال 2015 انجام شد  و اثرات ضايعات کلاستروم را بر آگاهي 171 نفر از جانبازان آسيب‌هاي مغزي دوران جنگ مورد بررسي قرار گرفتند.آنها دريافتند که آسيب هاي کلاستروم با مدت زمان از دست دادن آگاهي مرتبط است نه با فرکانس آن که همين نشان دهنده اين است که کلاستروم مي تواند نقش مهمي در فعال کردن و غيرفعال کردن تفکر آگاهانه بازي ميکند.اما منطقه ي ديگري نيز وجود دارد که مي تواند در حفظ آن حالت نقش مهمي را ايفا کند.
  در حال حاضر کخ و تيم او نورون‌هاي گسترده‌اي در مغز موش را کشف کرده‌اند که از اين ناحيه‌ي رازآلود مغز سرچشمه‌ مي‌گيرند. محققان به منظور نگاشت (نقشه‌برداري) سلول‌هاي عصبي، معمولا بايد سلول‌هاي عصبي خاصي را با يک رنگ خاص تزريق کنند، مغز را به بخش‌هاي نازک برش دهند و سپس مسير نورون را رديابي کنند.
کخ و تيم او مي‌خواستند به روشي برسند که کمتر تهاجمي باشد. آنها براي اين کار موش‌ها را مورد مهندسي ژنتيک قرار دادند؛ به نحوي که ژن‌هاي خاصي در سلول‌هاي عصبي کلاستروم مغز موش با يک ماده‌ي دارويي خاص فعال شود. به گزارش ريردون براي نيچر:

     هنگامي که محققان مقدار کمي از دارو را به موش دادند، تنها تعداد انگشت‌شماري از سلول‌هاي عصبي از اين ماده به اندازه‌ي کافي براي تغيير در اين ژن‌ها دريافت مي‌کردند.

     اين امر منجر به توليد يک پروتئين فلورسنت سبز شد؛ پروتئيني که در سراسر نورون پخش شده است. تيم پژوهشي در ادامه، تعداد 10 هزار تصوير مقطعي از مغز موش ثبت کردند و از يک برنامه‌ي کامپيوتري براي ايجاد يک بازسازي سه‌بعدي از تنها سه سلول درخشان استفاده کردند.
البته نبايد فراموش کنيم که صرفا به خاطر اينکه سلول‌هاي عصبي جديد به کلاستروم متصلند، به اين معنا نيست که فرضيه‌ي کخ در مورد آگاهي درست است.
اما کشف اخير به هر سوي به عنوان پيدا شدن قطعه‌ي جذابي از يک پازل پيچيده محسوب مي‌شود و مي‌تواند به ما در پي بردن به سازوکار اين منطقه‌ي بسيار مهم اما مبهم از مغز و چگونگي ارتباط آن با تجربه‌ي انساني از تفکر آگاهانه کمک کند. همانطور که اشاره کرديم، دستاوردهاي اين پژوهش در نشستي در 15 فوريه‌ي سال جاري ميلادي و در مريلند ارايه شده بود.

خبرنامه

جهت ارائه مطالب جدید پست الکترونیک خود را وارد نمایید .